تبليغاتX
اموزش زبان هندی

با تشکر از دوستانی که تو این مدت به من پی ام دادن.

فرانک خانم دوست دارم به زبان هندی به اشکال زیر بیان میشه:

مِـیـن توم سه پیار کرتا هوون:من به تو علاقه دارم.

مِـیـن توجه سه ایـشـک کر رها هوون:من عاشقت شدم.

و چند مورد دیگه که همشون منظور رو به طور کامل میرسون.

بازم ازتون تشکر میکنم.

نوشته شده توسط شهرام در 87/05/01 ساعت 17:21 | لینک ثابت |

اینم کلمات شما:

नरगेस.نرگس

सज्जाद.سجاد

نوشته شده توسط شهرام در 87/03/24 ساعت 10:28 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.اگه که خواستین به این وبلاگ جدید من هم یه سر کوچیک بزنین.ضرر نمیکنید.

 

نوشته شده توسط شهرام در 87/02/01 ساعت 19:2 | لینک ثابت |

با سلم خدمت شما دوستان.دیشب به مورخه ی ۱۲/۱۲/۱۳۸۶خط تلفن و موبایل من رو یک آدم از خدا بی خبر و نمک به حروم دزدید.من امروز به مورخه ی ۱۳/۱۲/۱۳۸۶خطم رو سوزوندم و یک سیم کارت جدیدگرفتم و از چهار شنبه باز خط موبایلم کار میکنه.کسانی که به من زنگ زده بودند و من شماره هاشون رو داشتم ازشون معذرت میخوام که اگه واسشون مزاحمت تلفنی ایجاد شده باشه و بشه.

با تشکر فراوان که اگه این بنده ی حقیر رو ببخشید.

با سلام.بازم اومدم تا مزاحمتون باشم.خطم وصل شده و بازم میتونم که مشتاقانه منتظر

تماس های شما باشم.۲۰/۱۲/۱۳۸۶.

نوشته شده توسط شهرام در 86/12/13 ساعت 12:51 | لینک ثابت |

با سلام خدمت تامی دوستان.میخواستم که به شما یک خبری بدم و اون اینه که من شروع کردم به تدریس حضوری.اگه که کسی خواست در این دوره ی ۳ ماه شرکت کنه با من تماس بگیره.اینم شمارم که البته دیگه همه اونو دارن:۰۹۱۲۳۳۴۷۶۴۵.اگه خواستید تماس بگیرید.
نوشته شده توسط شهرام در 86/10/20 ساعت 16:44 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.اگه که خدا کمکم کنه،امروز

میخوام که این زبان رو تموم کنم در ضمن این رو بدونین که تو

خدمت به محض اینکه بیکار بشم،به سایت سر میزنم و به سوالات

شما جواب میدم.

کلمات مفید:

कितनी देर:کـیـتـنـیـی دِِِِِِِِِِِِِر:چه مدت.

अचानक:اََََچـآنـََََََـک:ناگهان.

बेफ़ायदा:بـِِِِِِـفـآیـدآ:بی فایده.

कृपा कर के:کـریـپـا کــََََََََـرکـه:مهربانی.

कुछ:کوچه:چیزی،چیز.

कुछ नहीं:کوچه نــَََََََـهـیـن:هیچ چیز.

सब कुछ:سَََََـب کـوچه:همه چیز.

अक्सर:اََََََََکـسـََََـر:اکثر،اغلب.

बहुधा:بََََََََـهـودهـا:اکثر،اغلب.

ज़रुर:زَرور:قطعاًً،فوری.

केवल:کِِِِِِـوَََََل:فقط.

इतना:ایـتـنـا:اینقدر(غیر قابل شمارش).

इतने:ایـتـنـه:اینقدر(قابل شمارش).

ज़ितना:جـیـتـنـا:چقدر(غیر قابل شمارش).

ज़ितने:جـیـتـنـه:چقدر،چه مقدار(قابل شمارش).

ख़ास कर के:خاس کــََََََـرکه:مخصوصاًًًًً.

जब तक:جَََََـب تــَََََـک:تا چه موقع.

अब तक:اََََََب تـَََََـک:تا حالا.

ज़ब से:جََََََـب سـه:از چه موقع.

कब से:کــَََـب سـه:از کی.

तब से:تــََََََـب سـه:ازآن پس.

गोया:گــُُُُُـیـا:گویا.

बिल्कुल:بـیـلـکـول:کاملا،روی هم رفته.

نکته:

ترتیب قرار گیری کلمات در جملات هندی:

1-اول فاعل قرار میگیرد.

2-بعد مفعول.

3-و در اخر فعل قرار میگیرد.

4-نشانه ی منفی درست قبل از فعل میاید.

5-وابسته ها در اول جمله میایند.

6-کلمات سؤالی هم دررست قلا از فعل میایند.

7-موقعی که(بودن)در حالت(شدن)به کار میرود؛به وسیله ی(هـوا=हुआ)

و در غیر این صورت،(تـا=था)به کار میرود.

8-در بعضی از جملات از(والا=वाला)استفاده میکنیم،که باید

اول الف اخر هر مصدری را به(ه)تبدیل کنیم و بعد والا را به ان اضافه

کنیم:

1-اسم اژانسی:बेचने वाला:بــِِِِِِِِِـچـنـه والا:فروشنده.

2-برای بیان عمل معلق یا تمام نشده:वह आने वाला है:وُ آنـه والا هـِِِِِِـی:اون الان میاد.

*والا هرگز به صفت ها اضافه نمیشود.

*کــََََََـر یا کـه(कर,के)را به ریشه ی هر فعلی که اضافه کنید،

صفت مفعولی ربط دهنده تشکیل میشود.

*اگر که به صفت مفعولی حال تمامی افعال دیگر؛(رهـنـا=रहना)را اضافه کنیم،

به عملی که همچنان ادامه دارد اشاره میکنیم.

*اگر(جـانـا=जाना)را به صفت مفعولی فعل دیگری اضافه کنیم؛به پیشرفت

و تصاعد اشاره میکنیم.

*فعل لازم(لـََََََـگـنـا=लगना)معانی متعددی از جمله شروع کردن را دارد.

*فعل متعدی(लगाना:لـَََََََََـگـانا)نیز معانی متعددی از جمله انجام دادن کار.

*یک مصدر هم میتواند مانند یک اسم فعلی استفاده شود؛به این صورت که

پیشوند صرف میشود،یعنی نا به نه تبدیل میشود.

اینم از آموزش امروز من به شما و تمام شدن تدریس این زبان.

بازم از این که اینقدر دیر شد از شما معذرت میخوام.

امیدوارم تو این چند وقت که با هم بودیم؛تونسته باشم که یه کار کوچیکی

واسه شما انجام داده باشم.اگه که مشکل یا سؤالی داشتین؛

میتونین با ایمیل من یا شمارم که انشاءا.. همتون دارین با من در میون بزارین.

در اخر باز هم از شما تشکر میکنم که من رو تحمل کردین.

फिर मिलेंगे.

 

نوشته شده توسط شهرام در 86/09/08 ساعت 18:49 | لینک ثابت |

سلام.من با شما قهرم.من درس آخر رو هم نوشتم.ولی تا نظر ندین.

من ناراحت شدم.منت نمیزارم.ولی اینقدر زحمت میکشم اما تعداد نظرا

زوری میشه ۳ یا ۴ تا.نه شوخی کردم.جدی نگیرید.درس اخر رو هم

 واستون میزارم.

 

نوشته شده توسط شهرام در 86/06/19 ساعت 9:1 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.اگر که خدا کمک کنه،میخوام که تو این جلسه و جلسه ی بعدی آموزش این زبان رو تمام کنم.در ضمن اگر که شما سوال و مشکلی در مورد این زبان و تمامی مطالبی که تا حالا نوشتم دارین،میتوونین تا 18 شهریور امسال از من بپرسین؛هم از طریق تلفن و هم از طریق اینترنت،چون که تا 18 شهریور من در خدمت شما هستم بعد میرم سربازی.

بعضی از حروف اضافه قبل از خود(के)میگیرند:

के पास,के नज़दीक:کـه پـآس،کـه نــََََََََََََََََََََََـزدیـک:نزدیک.

के लिये,के वास्ते:که لیه،که واسته:برای.

के बाहर:که باهَََََََََََََـر:بیرون.

के अन्दर,के भीतर:که اـََََََََََـندَََََََََََََََََر،که بـهـیـتــَََََََََََََََََََََََََََــر:داخل.

के साथ:که ساته:همراه.

के पीछे:که پـیـیـچهِ(پـیـیـچهه):پشت.

के बाद:که باد:بعد.

के आगे:که آگه:جلو؛روبرو.

के सामने:که سامنه:جلو؛روبرو.

के नीचे:که نـیـیـچه:زیر.

के ऊपर:که اووپَََََََََََََََـر:بالا.

के पार:که پار:سرتا سر.

के सिवा,के बिना:که سیوا،که بینا:بدون.

के सबब,के कारण:که سََََََََََـبـََََََََََب،که کآرَََََََََن:به سبب،به علت.

के आस पास:که آس پآس:دوروبر.

के बराबर:که بَََََََََََََََََََـرابََََََََََََََََََََـر:مساوی،برابر.

के बीच में:که بـیـیـچ مِِِِِِِِِِِِِِِِِـن:میان،بین.

के अनुसार:که اـَََََََـنوسـآر:برطبق،براساس.

के बारे में:که بآره مِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـن:درباره ی.

حروف اضافه ی زیر قبل از خود(की)میگیرند:

की तरफ़:کـیـی طـَََََـرَََََََف:به طرف.

की बाबत:کـیـی بآبََََََََََََـت:ربط،بابت،درباره ی.

की जगह:کـیـی جَََََََََََََََـگــََََََََََـه:به جای،جای.

نکته:

وقتی که از حروف اضافه ی بالا بعد از اول شخص و دوم شخص ضمیر مفرد یا جمع استفاده میکنیم،به جای(के,की)از(रे,री)استفاده میکنیم:

मेरे(मेरी)लिये:مِِِِِِِره لـیـیـه:برای من.

हमारे(हमारी)लिये:هَََََََـمآرآ لـیـیـه:برای ما.

तेरे(तेरी)लिये:تـِِِِِِِِِِـره لـیـیـه:برای تو.

तुम्हारे(तुम्हारी)लिये:تـومـهـآره لـیـیـه:برای شما.

لغات مهم:

और:aur:و.

भी:بـهـی:همچنین،هم.

कि:کی:بعد از،پس از،از وقتی که،چون که،نظر به اینکه،از این رو،چون،از انجای که، آن،اشاره به دور،آن یکی،که،برای اینکه،به جهت،به واسطه ی.

परन्तु,लेकिन:پََََََََـرَََََََنـتو،لـِِِِِِِِِـکـیـن:اما.

या:یآ:یا.

अगर:اـَََََـگــََََََـر:اگر.

अगर चि:اـَََََََـگــَََََََـر چـی:اگر چه.

नहीं तो:نـََََََـهـیـن تُُُُُ:در غیر این صورت.

चूंकि:چـوونـکـی:چونکه.

क्योंकि:کـیـونـکـی:زیرا،برای ینکه.

इस लिये:ایـس لـیـیـه:برای این،بنابراین.

जो कुछ:جُُُُُُ کـوچه(kuchh):هر چیز،هر چه.

نکته:

चूंकि:چـوونـکـی:چونکه،یک جز سببی را شروع میکند و هرگز در اول جمله به کار نمیرود و جز اصلی جمله را دنبال میکند و به इस लिये:ایـس لـیـیـه:برای این،بنابراین،نیاز دارد.

क्योंकि:کـیـونـکـی:زیرا،برای ینکه،هرگز نمیتواند در اول جمله بیاید.

نوشته شده توسط شهرام در 86/06/01 ساعت 10:17 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز؛با توجه به اینکه من دارم تا آخر تابستان به خدمت میرم و مقدار کمی از این زبان مونده که من هنوز واسطون ننوشتم،برای اینکه خللی و یا فاصله ای مابین این درسها نیفته و من این فکر رو نداشته باشم که شما منتظر باشین تا من آپ کنم،فشردگی درسهارو یکمی زیاد میکنم که تا جلسه ی بعدی تدریس این زبان تموم بشه.امروز میخوام که ادامه ی قیدها رو برای شما بنویسم.

راستی یکی از دوستان ۳ تا کلمه رو میخواست که واسش به هندی برگردونم.

مهسا:महसा.

ख़ोदा,भगवान:خدا.

महदिये:مََََََـهـدیـیـه:مهدیه.

امیدوارم که کمکت کرده باشم.نظر هم یادتون نره

 

2-قید مکان:

यहाँ:یََََََََـهـَََََََََََََََـن،یـاهـان:اینجا.

वहाँ:وََََََََهـَََََََََََََََََـن،واهـان:آنجا.

कहाँ:کــَََََََََََََََـهـَََََََََََََـن،کــَََََََََََََََََََََـهـان،کـاهـان:کجا.

नीचे:نـیـیـچـه:پایین.

इस तरफ़:ایـس طـََََََََََََََََـرََََََََََََََََََََََف:این طرف.

उस तरफ़:اوس طـَََََََََََََََََََََـرَََََََََََََََف:آن طرف.

ऊपर:اووپَََََََََََََََََََـر:بالا.

अन्दर:اََََََََََََََََََََََنـدََََََََََََََََََر:داخل.

बाहर:بـآهـََََََََََََََََََََََََََََََـر:بیرون.

दूर:دوور:دور.

नज़दीक:نـَََََََََََََََََََََََـزدیـیـک:نزدیک.

यहाँ से:(یََََََََـهـَََََََََََََََـن،یـاهـان)سـه:از اینجا.

सामने:سـآمـنـه:روبرو،جلو.

3-قید حالت:

ठीक,बराबर:تـهـیـیـک،بَََََََََََََََََََََََرآبَََََََََََََََـر:مناسب،شایسته،درست:theek,baraabar.

ऐसा:اِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِیـسـآ:این طوری،این چنین:aisaa.

जैसा,जैसे:جـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـسـآ،جـِِِِِِِِِِِِِِـیـسـه:مانند،مثل:jaisaa,jaise.

शायद,कदाचित्:شـآیـَََََََََََََََََََََََََََـد،کــَََََََََََََََََََََََََـدآچـیـت:شاید:shaayad,kadaachit.

बस,पर्याप्त:بََََََََََََََََََََََََََََـس،پََََََََََََََََََََََََـریـاپـت:بس،کافی:bas,paryaapt.

ज़रूर,आवश्यक:زَََََََََََََََََََََََََََرور،آوََََََََََََََََََََشـیـک:مسلماًًًًًًًًًًً،قطعاًًًًً،ضروری:zaroor,aavashyak.

धीरे से,आहिस्ता:دهـیـره سـه،آهـیـسـتـآ:آهسته،آرام:dheere se,aahistaa.

जल्दी से:جَََََََََََََََََََََََََََـلـدیـی سـه:به سرعت:jaldee se.

इस तरह:ایـس تــََََََََََََََََََََـره:این راه:is tareh.

किस तरह:کیـس تــََََََََََََََََََََََََََََََََََـره:کدام راه:kis tareh.

نوشته شده توسط شهرام در 86/05/06 ساعت 17:46 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.من تو مطالعات جدیدی که در مورد زبان هندی داشتم پی به یکی از اشتباهاتم در مورد زبان هندی برخوردم.اونهم اینه که این حرف در بعضی از مواقع صدای نون و در بعضی از مواقع صدای میم میدهد.नंबर:نـَََََََََََََـمـبََََََََََََََََـر:شماره.

نوشته شده توسط شهرام در 86/04/30 ساعت 1:45 | لینک ثابت |

سلام مریم عزیز.از اینکه متن انگلیسیت رو اینقدر دیر واسط ترجمه کردم عذر میخوام.این معنی که الان واسط میذارم تا قبل از اینه که کیکی ماری بره کنار دریاچه.انشاا... بقیش رو هم تو چند روز آینده واسط معنی میکنم.راستیتش تو این چند وقت سرم خیلی شلوغ بود.بازم ازت عذر میخوام.

ek din,ek kahaan,ek bandarr(bandar)zindagee kar rahee thee.ooska nam ki ki mari thee

ek din,woh aapna kamra ke baad saaf kar rahee thee,aapne maataaji ko ijaazat liya,ke(ki)dukaan se gayaa ke(ki)yahaan men khilonaa kutte bech kar rahee thee

yahaan men bahut bahut zyaadaa khilonaa kutte wajood thaa ke(ki) woh maangaa ke(ki) ek khilonaa kutta chunaav kar rahee thee

anth men woh nirnay liya ki ek khilonaa kutta bech kar rahaa thaa

woh isliye ek khilonaa kutta bech kar rahaa thaa,hazaar paise diye

woh aapne khilonaa kutte se bahut bahut zyaadaa(pasand,prem,ishq,mohabbat,pyaar)kar rahee thee

woh oos ko yahaan aur vahaan gayaa

نوشته شده توسط شهرام در 86/04/26 ساعت 21:42 | لینک ثابت |

سلام.یکی از دوستان چنتا لغت رو از من پورسیده بود که امروز اومدم که واسش بنویسم.در ضمن اگه که نظر ندین،دیگه مطلب نمینویسم.

1-زندگی:زیـنـدَََََََََََََََگـیـی:ज़िन्दगी.

2-آزادی:آزآدیـی:आज़ादी.

3-شهرزاد:शह्रज़ाद.

4-آزاده:आज़ादे.

5-ساسان:सासाँ.

نوشته شده توسط شهرام در 86/04/25 ساعت 17:20 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان.از این که دیر اومدم تا آپ کنم،من رو ببخشید.امروز میخوام که قیدها رو در زبان هندی براتون بنویسم.اما قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم میخواستم از کسانی که به سایت خودشون سر میزنن و پیغام میزارن تشکر کنم.در جواب تنها باید بگم که متن شما رو دارم به هندی تر جمه میکنم.علت اینکه ترجمش دیر شده اینکه،تو این چند وقته من دنبال کارهای سربازیم بودم که جور نشد و باید برم خدمت.سعی میکنم که هر چه زود تر ترجمه ی متن شما رو براتون بفرستم.

قید ها در زبان هندی به این ترتیب هستند:

1-زمان:

आज:آج:امروز.

कल:کــََََََََََََََََََََََََََََـل:دیروز،فردا.

परसों:پََََََََََََََََََََََََََََـرسـُُُُُُُُُُُُُُُُُُُـن:پری روز،پس فردا.

पहले,पीछे:پََََََََََََََََََـهـلـه،پـیـیـچـهـه:قبلاًًًًًًًًًًًً.

आगे,बाद में:آقـه،بـاد مـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِن(بـَََََََََََد مِِِِِِِِـن):بعداًًًًًًً.

आभी:آبـهـیـی:همین حالا.

ٍआभी तक:آبـهـیـی تـََََََََََََََََََََََََََـک:تا حالا.

तुरन्त,एकदम,झट:تـورََََََََََََََََََنـت،اِِِِِِِِِِِِِِِِکـدََََََََََََم،جـِِِِِِِِِِِِِِِِِت:یکدفعه.

जब:جََََََََََََََََََََََـب:کِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـی،چـه موقع.

तब:تـَََََََََََََََََََـب:پس،سپس.

कब:کــََََََََََََََََََََََََـب:کی؟.

कभी:کــَََََََََََـبـهـیـی:همیشه،همواره.

कभी कभी:کــَََََََََََـبـهـیـی کــَََََََََََـبـهـیـی:گاهی،گاه گاهی.

कभी नहीं(नही):کــَََََََََََـبـهـیـی نـََََََََََََََََََََََََََََََََََهـیـیـن(نـََََََََََََهـیـی):هرگز،هیچ وقت.

हमेशा,सदा:هـََََََََََََََََََـمِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـشـآ،سَََََََََََََََََـدا(سـادا):همیشه.

हर रोज़:هَََََََََََََََََََََـر رُُُُُُُُُز:هر روز.

फिर:پـهـیر:دوباره.

आख़िर,अन्त को:آخـیـر،اَََََََََََََنـت کُُُُُُُُ:آخر،در آخر.

कल रात:کــََََََََََََََََََََََـل رَََت(رات):شب گذشته.

इस वर्ष:ایـس وََََََََََََََََرش:امسال.

पिछले वर्ष:پـیـچـهـله وََََََََََََرش:سال گذشته.

अगले वर्ष:سال آینده.

انشأ ا... در جلسات بعدی براتون قیدهای مکان و حالت رو واستون میزارم.

اگه من که شما نظر بدین و من رو با این کار پشتیبانی کنین،انرژی من

چند برابر میشه؛و من تا دو یا سه تا درس دیگه این زبان رو تمام میکنم.

در ضمن اگه سؤال داشتین و به مشکل بر خوردین؛حتماًًًًًًًً بپورسین.

در ضمن اگه فیلم های زبان اصلی خواستین به شماره تلفن من زنگ بزنید.

الان در آرشیو من دی وی دی کامل سریال تلوزیونی یانگوم به دست من

 رسیده.اگه خواستین سفارش بدین.این سریال در ۵ دی وی دی هستش

که با هزینه ی ارسال میشه ۱۲ هزار تومن.

پس فعلاًًًًًًًًً خداحافظ.

نوشته شده توسط شهرام در 86/04/16 ساعت 23:55 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.از اینکه من دیر به دیر میام،ازتون معذرت میخوام.امروز میخوام که مقداری از لغات وابسته به هم رو که در جملات هندی میان رو براتون بنویسم.اما قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم؛میخوام این خبر رو به شما بدم که،از این به بعد من فکر نمیکنم که دیگه به من نیازی داشته باشین.من در اخر این بحث ادرس چند سایت دیکشنری هندی به انگلیسی و برعکس رو برای شما میزارم. در ضمن کسانی که به انگلیسی و لغات اون تسلط دارن؛برای اونهاهم یک دیکشنری کامل انگلیسی به هندی قرار میدم.

به هم وابسته ها:

वह،सौ:وُ،سـَََََََََََََـو:او،مانند.

उसका:اوسـکـا:مال او.

तब،तो:تـََََََََََََـب،تُُ:پس.

वैसा:وـِِِِِِِِِِیـسـا:هم چنین،این چنین،مانند آن.

उतना:اوتـنـا:آنقدر،خیلی زیاد.

उतने:اوتـنـه:خیلی زیاد.

वहाँ:وََََََهـان،واهـان:آنجا.

उधर:اودهـَََََََََََََـر:به آن طرف،آنجا.

तोभी،तथापि:تُُُُُُُُُُُ بـِِِِِِِِِِِِِهـیـی،تـَََََََـتـهـاپـی:با اینحال،هنوز.

तबतक:تـَََََََََََـب تـََََََََََََََـک:تا آن وقت،این قدر طولانی.

वहाँतक:وََََََهـان تـََََََََـک،واهـان تـََََََََـک:تا آنجا،تا آن مکان.

وابسته ها:

जो:جُُُُُُُُُُُُ:کدام،هر چیز را که.

जब:جَََََََََََََََـب:کی،چه موقع.

जैसा:جـِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـسـا:هر نوعی از،هر چه،مانند.

जितना:جـیـتـنـا:هر مقدار.

जितने:جـیـتـنـه:هر چقدر.

जहाँ:جََََََََََََََََََـهـان،جـاهـان:کجا،هر کجا.

*:وابسته ها همیشه در اول جمله میایند:

जो(जो कुछ)आप कहते हैं,वह सब सच है:

هر چیزی که تو میگویی،همه حقیقت دارد.

जो कुछ मैं कहता हूँ,(यह)सुनो:

گوش کن به من ببین چی دارم میگم.

اینهم ادرس سایتها:

شماره ی 1.

شماره ی 2.

شماره ی 3.

شماره ی 4.

شماره ی 5.

شماره ی 6.

شماره ی 7.

من فقط همین چند سایت دیکشنری رو میدونم.

اگه شما دیکشنری کامل زبان هندی رو میخواید.

باید دو تا دیکشنری که بهتون میگم از سایتهای بالا

دانلود و نصب کنین:

۱:دیکشنری زبان انگلیسی به اردو.

۲:دیکشنری زبان انگلیسی به هندی.

تمامی لغاتی رو که میخواید تو این دو تا دیکشنری پیدا میشه.

نظر یادتون نره.

در ضمن شما میتونین دوره ی جدید آموزش زبان هندی + زبان

 انگلیسی رو در وبلاگ من و دوست بسیار خوبم آقا بهمن

ببینید.این وبلاگ همچنان به کار خود نیز ادامه میدهد.

فعلا خداحافظ.

फिर मिलेंगे.

نوشته شده توسط شهرام در 86/03/01 ساعت 14:18 | لینک ثابت |

با سلام خمدت شما دوستان عزیز.از این که تازگیها اینقدر دیر به دیر میام ازتون معذرت میخوام.من در طول این چند وقت به دنبال کارهای خدمت سربازی و رفتن به هندوستان و اقامت در اونجا بودم.ولی متاسفانه انگاری باید برم خدمت و دو سال پا بکوبم.من تا اخر این هفته براتون درس جدید و معنی یکی دوتا از آهنگای درخواستی شما رو مینویسم.فعلا خداحافظ.

نوشته شده توسط شهرام در 86/02/30 ساعت 14:14 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان.

ببخشید که آپدیت کردن سایت یکمی طول کشید.

من امروز میخوام که فعل مجهول رو برای شما بنویسم.

فعل مجهولبا اضافه کردن(जाना)به زمان گذشته افعال ساخته میشه:

लिखा जाएगा:نوشته خواهد شد:لـیـکـهـا(لـیـکـا)جـائـگـا:زمان آینده.

लिखा जाता है:لـیـکـهـا(لـیـکـا)جـاتـا هـِِِِِِِِـی(هـه):نوشته میشود.

از جلسه بعد هم هر آهنگی رو که خواستین بگین تا براتون ترجمه کنم.

از این لینک هم استفاده کنین.مطمئن هستم که نظر شما رو به خودش جلب میکنه. اینا هاش.

اینم اهنگ سبحان الله از فیلم فانا.داونلود.

 

نوشته شده توسط شهرام در 86/01/14 ساعت 23:37 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.

ببخشید که من نتونستم توی این چند وقت آپدیت کنم.

قبل از اینکه درس امروز رو براتون بنویسم،میخوام

که پاسخ نظراتون رو بدم. 

اول پاسخ redeemer،شهرام و سارا جان:

از این که به من لطف داشتین و در مورد

آهنگ هایی که خوندم نظر دادین.من به

دلیل اینکه شما از کار من انتقاد کردین،

میخوام که برای کار بعدی اشکالات خودم رو

برطرف کنم. 

دوم جواب شکیلا خانم:

ممنون که به وبلاگ من سر زدین.

اما در مورد عشق به هندوستان باید

بهتون بگم که،نظر هرکسی برای خودش مهمه. 

در آخر هم من از تمامی دوستانی که نظر دادن

متشکرم. 

امروز میخوام که در مورد زمان های مختلف

(होना=هُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُـنـا)و(पड़ना=پَََََََََََََََََــرنـا)با شما صحبت

کنم.هر دوی اینها با مصدر افعال دیگریمیان و بیانگر

زور و اجبار هستند.هنگامی که از این دو استفاده میکنیم،

موضوع به حالت مفعولی میرود:

उस को जाना पड़ेगा:اوسـکُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ جـانـا پََََََََََََََرـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـگـا:او مجبور خواهد بود که برود:

usko jane parega. 

*هُُُُـنـا زور و اجبار رو بیان میکنه،حتی اگر نتیجه و

ثمری نداشته باشه.اما پَََََََََََََََََََََـرنـا خیلی قوی تر و اشاره

به قطعی بودن اشره میکند. 

आप को सख़्त कोशिश करनी पड़ेगी:آپ کُُُُُُُُُُُُُُُُ سََََََََََََََـخـت کُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُـشـیـش کـَََََََََََََََََـرنـیـی پََََََََََََََََََََََـرهـگیـی:

شما باید سخت کوشش کنید،شما مجبور خواهید بود که سخت کوشش کنید.

اهنگم با اساطیر.

اینهم لینک اهنگام.

نوشته شده توسط شهرام در 85/11/26 ساعت 21:17 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.من امروز

نمیخوام که درس هندی بدم.فقط میخواستم

که اگه جسارت نباشه و ناراحت نمیشین

ادرس اینترنتی آهنگ هایی که من با همکاری

دوستم غلام رضا مریمی(ملقب به رضارادمهر)

رو برای شما بنویسم.اگه دلتون خواست

داونلود کنین.با تشمر از همه ی شما.

در ضمن من یک کار جدید با گروه رپ

اساتیر خوندم.اگه تونستین پیداش کنین

و بشنوید.

ابنم لینک آهنگی که من با گروه رپ اساطیر

خوندم:اساطیر.

اینم ادرس سایت.

نوشته شده توسط شهرام در 85/10/26 ساعت 5:7 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.من رو ببخشید چون خیلی وقت که آپدیت نکردم.به تمامی شما عید قربان وعید سعید غدیر خم رو تبریک میگم و امیدوارم که به همتون خوش گذشته باشه.

امروز میخوام در مورد(करना:کــََََََََََََََََََـرنـا:عادت داشتن به چیزی)

با شما دوستان صحبت کنم. در این مورد فعل به صورت گذشته مییاید(صرف نشده)و بعد از آن (करना)مییاید.البته این رو به خاطر بسپارید که(करना)را باید نسبت به کسی که موضوع به آن مربوط است صرف کنید.

توجه:فقط در مورد فعل(जाना:جـانـا:رفتن)از(जाया)استفاده میکنیم نه از(गाया).

چند جمله ی هندی:

वहयहाँहररोज़आयाकरताहै:وُُُُُُُُُُُُُُ یـاهـان(یـََََََََََََََََََََََـهـان)هَََََََََََََََََـر رُُُُُُُُُُُُُُُُُُز آیـا کـَََََََََََََََـرتـا هـه(هـِِِِِـی):

او هر روز به اینجا مییاید،او عادت دارد هر روز به اینجا بییاید.

वहहररोज़लिखाकरतीथी:وُُُُُُُُُُُُُُ هَََََََََََََََـر رُُُُُُُُُُُُُُُز لـیـکـهـا(لـیـکـا)کـََََََََََََََََََـرتـی تـهـیـی(تـیـی): او هر روز مینوشت،او عادت داشت که هر روز بنویسد.

वे लड़कियाँ पाठशाला(को)जाया करती थी:وُُُُُُُُُُُُُُ لـرکـیـیـان پـاتـهـشـالا(کُُُُُُُُُُُُُُ) جـایـا

کــَََََََـرتـی تـهـیـی(تـیـی):آن دختران هر روز به مدرسه میروند،آن دختران عادت دارند که هر روز به مدرسه بروند.

نوشته شده توسط شهرام در 85/10/18 ساعت 16:20 | لینک ثابت |

سلام خدمت شما دوستان و همراهان عزیز و همیشگی من.

امروز میخوام اگه خدا بخواد برای شما در مورد

(चाहना:چـاهـنا:خواستن،آرزو داشتن)با شما صحبت کنم.

اما قبل از اون میخوام چند کلمه ی جدید براتون بنویسم:

शत्रु:شـََََََََََََََََََََََََََـتـرو،شـاتـرو:دشمن.

बैरी:بـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـری:دشمن.

शत्रुता:شـََََََََََََََََََََـتـروتـا،شـاتـروتـا:دشمنی.

बैर:بـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـر:دشمنی.

वर्षा:وََََََََََََََََََََََََََرشـا:باران.

बारिष:بـاریـش:باران.

इजाज़त:ایـجـازَََََََََََََََََََََََََت:اجازه.

आनुमति:اََََََََََََََََََََنـومـتـی:اجازه.

शोर,कोलाहल:شـُُُُـر،کـُُُُُُُُُُُُُُُُُـلاهَََََََََََََََََََََََََـل:سروصدا.

किला:کـیـلا:قلعه.

गढ़:قــََََََََََََََََََََـره:قلعه.

कैदी:کِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـدی:زندانی.

बन्दी:بََََََََََََـنـدی:زندانی.

मोर्चा,खाई:مُُُُُُُُُُُُُُُُُُـچـرا،خـایـی(کـِِِِِِِِِِِِِِِِِـهـایـی،کـایـی):خندق.

ज़ख़म,घाव:زَََََََََََََََََََخــََََََََََََََََـم،قـاو(قـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـهـاو):زخم.

ज़ख़मी,घायल:زََََََََََََََخـَََََََََََََََََـمـی،قـایـَََََََََََََََََََـل:زخمی.

दोपहर:دُُُُُُُُُُُُُُُُپـَََََََََََََََََـهـََََََََََََََََََـر:ظهر.

मध्यकाल:مََََََََـدهـیـاکـََََََََََََََََََـل،مَََََََََََـدیـاکـَََََََََََََََـل،مََََََََََََََََََََـددیـاکـَََََََََََََََََََََـل:ظهر.

برای استفاده از(चाहना:چـاهـنا:خواستن،آرزو داشتن)

خود مصدر صرف نشده را به کار میبریم.

چند جمله ی کوتاه:

वहजानाचाहताहै:وُُُُُُُُُُُُُُ جـانـا چـاهـتـا هـه(هـِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـی):او میخواهد برود.

आपक्याकरनाचाहतेहैं:آپ کـیـا کـََََََََََََـرنـا چـاهـتـه هـِِِِِِِِِِِـن(هـِِِِِِِِِِِِـیـن):شما میخواهید که چه کاری انجام دهید.

در ضمن شماره ی تلفن من عوض شده.اینم شماره ی جدید من:۰۹۱۲۳۳۴۷۶۴۵.

اینهم چند فیلتزر شکن جدید:

لینک یک.لینک دوم.لینک سوم.لینک چهارم.لینک پنجم.لینک ششم.لینک هفتم.لینک هشتم.

تا اینهام فیلتر نشده ازشون استفاده کنین.البته گناهش پای خودتون.لطفا رعایت اخلاق رو

به جا بیارین.

بدون نیاز به برنامه های چت و مسنجر

3 ترفند در مرورگر

offline همیشگی

هر برنامه ای که مورد نیازتون باشه تو این سایت پیدا میشه.حتما سر بزنید.

نوشته شده توسط شهرام در 85/08/23 ساعت 17:8 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.من رو ببخشید که مدتی

نتونستم سایت رو آپدیت کنم.من امروز میخوام که در مورد

کلمات(लगना:لـََََََََََََََََََََََََََگـنا:شروع کردن)(देना:دِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِنـا:اجازه دادن)و

(पाना:اجازه دادن)صحبت بکنم.

1-تمامی افعال بالا با صرف کردن مصدر افعال دیگر استفاده میشوند:

वह(लिखने)लगा:وُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ لـیـکـنـه(لـیـکـهـنه)لاگـا:او شروع به نوشتن کرد.

*از سه افعال بالا فقط(देना)(ने)میگیرد؛یعنی در حالت مفعولی قرار میگیرد.

*هنگامی که شروع کردن با یک اسم بیاید از(आरम्भ करना)

(षोरु होना)استفاده میکنیم.

*و اگر شروع شدن باشد از(आरम्भ होना)یا(षोरु होना)استفاده میکنیم.

2-مصدر صرف شده از فعل(मांगना)با خواهش،اجازه،خواستن و میل داشتن برابری میکند.

اینم معنی یه کلمه ی شما اسمیلا جان.ببخشید که اگه در شد:پیاس یعنی تشنگی.

بعد هم در مورد شما اقا سجاد فردوسی.شما اگه دقت میکردین من کل اون نوشته رو پاک کردم.چون تازه من خوشحال میشم که میبینم یکی از روی اموزشهایی که من دادم داره اموزش میده.

اگه شما از این کار من ناراحت شدین من از شما معذرت میخوام.بعد در مورد طرفدارها.طرفدار های من ماله شما هستند و طرفدارهای شما هم برای من هستند.چون ما هر دو یک هدف رو دنبال میکنیم.

نوشته شده توسط شهرام در 85/08/15 ساعت 21:11 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.امروز میخوام که در مورد

حال و گذشته ی عملی که ادامه دارد صحبت کنیم.

اما قبل از اینکه من شروع به نوشتن این درس کنم،

باید جواب نظر های این چند وقت رو بنویسم.

اول اینکه خانم اسمیلا من یک همچین کلمه یا

جمله ای رو تو دیکشنریم پیدا نکردم.

دوم اینکه باید از رحمان،دوست عزیزم معذرت

بخوام که نتونستم اون شعر رو براش ترجمه کنم.

سوم اینکه عسل خانم در مورد سفر کردن و تحصیل

در هند و کار کرد در اونجا شما میتونی به این سایت

سر بزنی:www.iranindia.com.

اقا سجاد از شما هم متشکرم که به وبلاگ خودت سرمیزنی.

من در اوایل کار هردو سه روز یک بار مطالب جدید منوشتم.

ولی به خاطر بعضی مسائل دیگه نتونستم که اون کار رو ادامه بدم.

در اینجا باید از خاطره خانم هم تشکر کنم.چون تو این چند وقت

خیلی با من در ارتباط بودن،که این خودش باعث شد که من اون

مسئله رو خیلی زود حل کنم.

سیما خانم از شما هم معذرت میخوام.

در اخر هم از تمامی دوستانی که به من و وبلاگ خودشون

سر زدن تشکر میکنم.

ما در بیان حال و گذشته ی عملی که ادامه دارد؛از زمان های

حال کامل و گذشته ی کامل به اضافه ی فعل(रहना)بعد از

ریشه ی فعل یا کلمه ی مربوطه استفاده میکنیم.

*.فعل رَََََََََََََََََََََََََََهـنـا به صورت حال یا گذشته ی کامل بعد از ریشه ی

فعل یا کلمه ی اصلی قرار میگیره:

वह लिख रहा है:وُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ لـیـک(لـیـکـه)رََََََََََََََََََََََََهـا هـه(هِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـی):او در حال نوشتن است:

Woh Lik(Likh)Rahaa Hai.

वह लिख रहा था:وُُُُُُُُُُُُُ لـیـک(لـیـکـه)رَََََََََََََََهـا تِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـهـا:او می نوشت یا داشت می نوشت:

Woh Lik(Likh)Rahaa thaa.

چند جمله ی کوتاه هندی

आपक्याकररहेहैं:آپ کـیـا(کِِِِِِِِِِِِِِِـیـا)کــََََََََََََََََََََََََََََََََََََـر رََََََََََََََََََََََََََََهـه هـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـن(هِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــیـن):شما چه کار میکنید.

एकहवाईजहाज़आरहाहै:اِِِِِِِِِِِِِِِِک هََََََََََََََََََـوایـی(هـاوایـی)جََََََََََََـهـاز(جـاهاز)آ رََََََََََََََََََََهـا هِِِِِِِـه(هِِِِِِِِِِِـی):یک هواپیما می آید.

البوم جدید هنگامه(ارتش صلح)

البوم جدید امید(انتظار)

اینم یه سایت باحال

نوشته شده توسط شهرام در 85/07/27 ساعت 10:34 | لینک ثابت |

سلام با تشکر از شما دوستان عزیز که به من و خودتون لطف میکنین و به این وب سر میزنین.خاطره جان من واقعا این پیش امد رو به شما و خانواده ی محترمتون تسلیت میگم.من رو در غم خودتون شریک بدونین.رحمان جان حتما من اون شعر رو ترجمه میکنم و برات میفرستم.خانم اسمیلا از شما هم متشکرم.حتما کلمه ای رو که گفته بودید براتون ترجمه میکنم.من راستیاتش دچار یک موضوعاطفی شدم و شاید تا چند وقت نتونم براتون مطلب جدید بنویشم.برای همین میخوام که از شما معذرت خواهی کنم.اما من به وب سر میزنم و تمامی سوالات شما رو تا اونجای که بتونم جواب میدم.فعلا خدا حافظ.

 

نوشته شده توسط شهرام در 85/07/09 ساعت 19:12 | لینک ثابت |

با سلام به شما دوستان عزیز.

امیدوارم که شما من رو به خاطر

جواب ندادن به سؤالاتون ببخشید.

اگه براتون امکان داره سؤالاتون رو

مجدداًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً برام بنویسید.من اخر این ماه

سؤالاتون رو میخونم و تا اوایل مهر ماه

بهشون جواب میدم.

امروز میخوام که در مورد«चाहिये:بایستی،باید»با شما صحبت کنم.

هرگاه که میخواهیم از این کلمه ی اجباری استفاده کنیم،جمله باید

در حالت مفعولی باشه:

उसको आना चाहिये:اوسـکُُُُُُُُُُُُُُُُُ آنـا چـاهـیـیه:او باید بیاید.

मुझे कल पूने जाना चाहिये:مـوجـهـه کــَََََََََََََََََََََََََََََََََََـل پـوونـه جـانـا چـاهـیـیـه:من باید فردا به پونا بروم.

*چاهییه در بعضی از مواقع معنی خواستن،احتیاج داشتن و غیره را هم میدهد.

*برای اشاره کردن به عملی که حتماًًًًًًًًًًًًًًً باید انجام داده میشد از«चाहिये था»استفاده میکنیم:

आप को वहाँ जाना चाहिये था:شما باید دیروز به آنجا میرفتید.

*چاهیین جمع جاهییه است:चाहिये:चाहियें.

نوشته شده توسط شهرام در 85/06/26 ساعت 0:20 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.

امیدوارم که تا این لحظه از تابستان 85 استفاده ی لازم رو برده باشین.انشا ا... که تا به امروز از این درسها بهره ی کافی و لازم رو برده باشین.امروز میخوام که در مورد(चुकना:انجام دادن یا تمام کردن(در حال انجام کاری))با شما صحبت کنم.این فعل هم مانند(सकना)با ریشه ی کلمه یا فعل دیگری به کار میرود.

*.علامت تلفظ«ने»با«चुकना»استفاده نمیشود.

क्या आप पढ़े चुके हैं:کـیـیـا آپ پَََََََََََََََََََََََـره«پَََََََََََََََـرهـه»چـوکـه هِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــیــن:ایا خواندن را تمام کردی.

*.اگر میخواهید که در جمله ای برای تمام کردن یا تمام شدن از فعل اصلی استفاده نکنید،از«समाप्त करना:سََََََََََََََََََََـمـاپـت کــَََََََََََََََََََََـرنـا»یا«समाप्त होना:سَََََََََََََََََََََـمـاپـت هُُُُُُُُُُُُُُُُُـنـا»به ترتیب استفاده کنید:

आप यह काम कब समाप्त करेंगे:آپ یـه کـام کــَََََََََََََََََََََََََـب سََََََََََََََََََـمـاپـت کــََََََََََََََََََََََرِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِنگه؟:

شما کی این کار را تمام خواهید کرد؟.

نوشته شده توسط شهرام در 85/06/12 ساعت 1:33 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز و دوستاران زبانहिन्दी.

من پیغام های شما رو خوندم و باید بگم که در ادامه ی درسها

اعداد رو خواهم نوشت.اینهم شماره ی من برای خاطره جان

برای یک گفتگوی کوتاه و دوستانه به زبان هندی:09123905616.

هر کسی که دلش خواست میتونه با این شماره تماس بگیره تا

با هم به زبان هندی صحبت کنیم.در ضمن همونطور که قبلا گفته بودم

من توسط یکی از دوستان پدرم در دبی 2 کتاب دیکشنری هندی تهیه

کردم.اگر که در مورد کلمه ای به مشکل بر خوردید بپرسید.

امروز میخوام که در مورد فعل«सकना:سََََََََََََََََََََََََََََََـکـنـا:توانا بودن»

صحبت کنم.این فعل فقط با ریشه های افعال و کلمات دیگر

استفاده میشود:

जा सकना:جـا سَََََََََََََََََََََََََََََـکـنـا:توانا بودن برای رفتن:jaa sakna.

वहजासकताहै:وُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ جـا سََََََََََََََََََََََََََََـکـتـا هـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـی«هـه»:او برای رفتن تواناست،او میتواند برود.

اینم اسم و سایت عکس چند بازیگر:

آیشواریا رای/رانی موکهرجی/شاهرخ خان/سلمان خان/

فهرست شماره ی 1

فهرست شماره ی 2

پرتی زینتا/کجول/کارینا کپور/کریشما کپور/شیلپا شتی.

 

نوشته شده توسط شهرام در 85/04/28 ساعت 20:3 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.

من رو ببخشید که اگه یه چند وقت نتونستم که براتون

مطلب بنویسم.من در درسهای گذشته تا عدد 70 رو

برای شما نوشتم.ادامه ی اعداد رو تا جایی که بتونم،

برای هرکسی که بخواد مینویسم و به ایملش میفرستم.

چون مبحث اعداد طولانی هستش.من در پایان این درس

اعداد وصفی رو برای شما مینویسم.من امروز میخوام که

در مورد ضمیر«आप:آپ»با شما صحبت کنم.

ضمیر«आप»دو معنی دارد:

معنی شماره ی یک:आप:خود کسی«خودم،خودت،خودشان و ......»:

वहआपआया:وُُُُُُُُُُُُُُ آپ آیـا:او خودش امد:woh aap aaya.

हमआपजाएंगे:هـام(هََََََََََََََََـم)آپ جائـنـگـه:ما خواهیم رفت:haam(ham)aap jaengeh.

معنی شماره ی دو:

معنی دیگر«आप»«شما»است؛که مقتی طرف مقابل شما یک

هندی تحصیل کرده و یا شخصی است که قابل احترام است،

از این کلمه استفاده میکنیم.

نکته:در مورد مطلب بالا فعل باید به صورت جمع آورده شود.

اعداد وصفی:

با اضافه کردن«वाँ:وان»به اعداد اصلی،اعداد وصفی تشکیل

میشوند«به جز چهار تا عدد اولی و عدد ششمی».اعداد وصفی

مانند صفتها صرف میشوند:

पहला:پَََََََََََََََََََـهـلا:اولین:pahla.

दूसरा:دووسـرا:دومین:doosra.

तीसरा:تـیـیـسـرا:سومین:teesra.

चौथा:چُُُُُُُُُُُُُُُُُُـوتـهـا:چهارمین:chautha.

पाँचवाँ:پـانـچـوان:پنجمین:paanchvan.

छठा:چـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـهـاتـهـا:ششمین:chehatha.

اینم شماره ی من:00989123905616.

امیدوارم که از درس امروز استفاده ی کامل رو برده

باشید.با اررزوی موفقیت شما در تمامی عرصه های

زندگیتون،فعلا تا جلسه ی بعدی

फिर मिलेंगे.

نوشته شده توسط شهرام در 85/04/11 ساعت 18:48 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.

قبل از شروع کردن درس این جلسه

لازم میدونم که دستیابی دانشمندان قهرمان

کشورمون رو به انرژی صلح امیز هسته ای

رو به تمامی ایرانیان داخل و خارج کشور

تبریک عرض کنم،که با این کار جواب کوبنده ای

به تمامی فشارها و تهدیدات دولت امریکا دادند.

در ضمن من یک نکته ی کوچولویی رو میخوام

بگم و اون اینکه من نیاز به یک مدیر تولید

(sponsor)دارم تا اینکه بتونم کاستم رو به

ثبت برسونم.اگر کسی رو میشناسید که از عهده ی

این کار بر میاد رو به من معرفی کنید،با تشکر.

در ضمن اگر که شما فیلم های هندی و یا هر

فیلم دیگه میخواید،به این ایمیل آف بزنید و

شماره ای از خودتون بدید تا من با شما تماس

داشته باشم تا فیلمی که میخواید رو براتون بفرستم.

در ضمن مطمئن باشید که شماره های شما مثل

یک راز پیش من باقی میمونه.

ادامه اعداد اصلی:

इकावन:ایـکـاوَََََََََََََََََََََََن:پنجاه ویک:ikaavan:51.

बावन:بـاوََََََََََََََََََََََََََََن:پنجاه و دو:bavan:52.

तिरपन:تیـرپََََََََََََََََََََََََََـن:پنجاه و سه:tirpan:53.

चौवन:چَََََََََََََََََََََََََََََََـووَََََََََََََََََََن:پنجاه و چهار:chauvan:54.

पचपन:پََََََََََََََََََََََََََََََََـچـپََََََََََََََََـن:پنجاه و پنج:pachpan:55.

छप्पन:چـِهَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََـپـپَََََََََََََََََََََََََََََََََََََـن:پنجاه وشش:chhappan:56.

सत्तावन:سَََََََََََََََََََََََََََََََـتـتـاوَََََََََََََََََََََن،سـاتـتـاوََََََََََََََََََََن:پنجاه و هفت:sattavan,sattaavan:57.

अट्ठावन:اَََََََََََََََََََََََََََََََتـتـِِِِِِِِِِِِِِِِِِهـاوََََََََََََََََن:پنجاه و هشت:atthavan:58.

उनसठ:اونـسَََََََََََََََََََََـتـه:پنجاه و نه:unsath:59.

साठ:سـاتـه:شصت:saath:60.

इकसठ:ایـکـسََََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و یک:iksath:61.

बासठ:بـاسَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و دو:baasath:62.

तिरेसठ:تـیـره سَََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و سه:tirehsath:63.

चौंसठ:چَََََََََََََََََََََََََََََََََََََـونـسَََََََََََََََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و چهار:chaunsath:64.

पैंसठ:پــِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـیـنـسَََََََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و پنج:painsath:65.

छियासठ:چـِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـهـیـیـاسَََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و شش:chhiyasath:66.

सड़सठ:سََََََََََََََََََََََََـرسَََََََََََََََََـتـه:شصت و هفت:sarsath:67.

अड़सठ:اَََََََََََََََََََََََََََرسَََََََََََََََََََََََََََََـتـه:شصت و هشت:arsath:68.

उनहत्तर:اونـهََََََ